۱۳۹۹ مرداد ۶, دوشنبه

قمارباز

هم آمارها و نظرسنجی‌ها و هم جَو عمومی داخل و خارج آمریکا نشان می‌دهد که به احتمال زیاد دونالد ترامپ در انتخابات نوامبر 2020 از رقیب دموکرات خود شکست خواهد خورد. حتی اسرائیلی‌ها از ادامه کار ترامپ ناامید شده‌اند:
" به ادعای منابع بیزنس اینسایدر، اسرائیل با این ارزیابی که دونالد ترامپ در کاخ سفید باقی نماند و در صورت پیروزی رقیب دمکرات وی، برجام احیا شود، «امیدوار است» با تداوم حمله به اهداف نظامی ایران، تهران را پس از رویه شکیبایی‌اش در ماه‌های گذشته، به نشان دادن واکنش نظامی علیه اسرائیل سوق دهد."

ترامپ در قضیه کرونا واقعاً گند زد. بی مبالات و شلخته رفتار کرد، توصیه‌های بهداشتی مثل استفاده از ماسک را مسخره کرد و با حرف‌های احمقانه‌ای مانند تزریق مواد شوینده برای درمان کرونا، خود را مضحکۀ خاص و عام ساخت. ترامپ در مواجهه با تظاهرات ضد تبعیض نژادی، ماهیت نژادپرست و ضد سیاه خود را پنهان نکرد و به مخالفت با معترضان برخاست. همچنین او که به موفقیت‌های اقتصادی و تولید کار برای مردم آمریکا به خود می‌بالید و افتخار می‌کرد، اینک در برابر چهل - پنجاه میلیون آمار بیکاریِ حاصل از پیامدهای کرونا در آمریکا، هیچ حرفی برای شنیدن ندارد.

مورد با اهمیت دیگری که ترامپ را یک گام بزرگ به شکست در انتخابات نزدیک کرده است، عدم موفقیت در سیاست‌های ضد ایرانی دولت اوست. ترامپ با خروج از برجام و تمرکز بیش از اندازه بر موضوع ایران، مسئله ایران را برای خود و دولتش حیثیتی کرده است؛ بطوری که شکست در انتخابات از جهتی نتیجۀ شکست او در برابر ایران هم هست. ترامپ ابتدا با 12 شرط مایک پمپئو و با خوش‌خیالی گمان کرده بود که به زودی رژیم اسلامی را وادار به تسلیم می‌کند. اما اکنون باید دریافته باشد که دل بستن به اثربخشیِ تحریم‌ها و به نتیجه رسیدن فشارهای حداکثری، آنهم در این مدت کوتاهِ سه ماهه، به معجزه می‌ماند و خیال خامی بیش نیست. او به عنوان یک برگ برنده می‌باید تا قبل از تاریخ انتخابات در ماه نوامبر، تکلیف دولت خود با ایران را یکسره کند، در صورتی که ظاهراً هیچ راهکار و اقدام مؤثر دیگری که رژیم اسلامی را به تسلیم و پذیرش مذاکره با آمریکا بکشاند، به ذهن همکاران و مشاوران رئیس جمهور آمریکا نمی‌رسد. تنها کاری که ترامپ تا امروز بر علیه ایران انجام نداده است، حملۀ نظامی است.

دونالد ترامپ یک فرد قمارباز است؛ از این رو نگاه او به انتخابات آمریکا مانند نگاه به میز قمار است. ترامپ به خوبی می‌داند که این قمار را باخته است. او می‌داند که این بار از روسیه نیز انتظار کمک نیست، چون هم برای رقیب انتخاباتی وی و هم نزد همگان، دست ترامپ رو شده و مانند انتخابات سال 2016 امکان زد و بند با روسیه وجود ندارد. اما به نظر نمی‌رسد فردی با شخصیت ترامپ شکست را متمدنانه بپذیرد و کاخ سفید را محترمانه ترک کند، به طوری که در مصاحبه‌ای به صراحت گفته است که ممکن است نتیجه انتخابات را نپذیرد.
نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا می‌گوید:" چنانچه رئیس جمهوری کنونی کاخ سفید را ترک نکند «پاکسازی‌اش» می‌کنیم."

با توجه به شخصیت و منش و روانشناسیِ ترامپ، شاید وی بخواهد در این قمار جِر بزند. شاید در آخرین فرصت‌ها تصمیم بگیرد به هر بهانه‌ای که شده میز قمار را به هم بریزد. بزند زیر میز و چپه‌اش کند. ترامپ این روزها مثل ماری زخمی به خود می پیچد و هذیان می‌گوید. او اکنون بسیار خطرناک است. زنگیِ مستی است تیغ در دست.
نوآم چامسکی متفکر آمریکایی می‌گوید:"ما نمی‌دانيم در ماه نوامبر چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر ترامپ در انتخابات پيروز نشود نمی‌دانيم او چه خواهد كرد. او خارج از كنترل است و هيچ كس نمی‌خواهد حدس بزند كه او چه كار خواهد كرد و اين يك بحران بسيار جدی است."

با توجه به گرایشهای نژادپرستانه و شخصیت خودشیفتۀ ترامپ، گمان نمی‌رود که وی بازنده‌ای اهل خودکشی باشد؛ در عین حال او شکست را هم نمی‌پذیرد. لذا در فکر کشتن «دیگری» است. این دیگری الزاماً رقیب او نیست، بلکه هر آن کسی است که مرگش او را از پذیرش باخت در این قمار نجات بخشد. بهترین گزینه در حال حاضر ایران است. احتمال اینکه ترامپ با حملۀ نظامی به ایران بخواهد تمام مشکلاتش را یکجا حل کند کم و بیش وجود دارد. 
همچنین به تحقیق پیداست که دشمنان منطقه‌ای ایران یعنی اسرائیل و عربستان سعودی و امارات عربی و نیز کمپانی‌های اسلحه سازی، با استفاده از این فرصت وی را به جنگ با ایران نه تنها تشویق می‌کنند، بلکه فشار زیادی هم به ترامپ وارد می‌آورند. این دشمنان به همین منظور، علاوه بر فعالیت رسانه‌ای و تبلیغات و سیاست بازی، عملاً نیز با صرف هزینه‌های هنگفت به خرابکاری و حملات سایبری و ایجاد آشوب و آتش بازی در منطقه و در داخل ایران با جدیت مشغول هستند.
نشریه آمریکایی بیزنس اینسایدر ۲۶ تیر مدعی شد که اسرائیل با ادامه حمله به اهداف نظامی ایران در صدد کشاندن تهران به واکنش نظامی با هدف «یک درگیری محدود» در هفته‌های آینده تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است.

اگر ترامپ که کودک سالمندی است و با بازی‌های بچگانه‌ای نظیر عکس انداختن با دیکتاتورها ارضاء می‌شود، آنوقت پیروزی در قمار انتخابات را در حملۀ نظامی به ایران ببیند، اگرچه مرد جنگ نیست، ولی ای بسا وسوسه شود و جنگ را نیز بازی کودکانه‌ای تصور کند و دست به کار ابلهانه‌ای بزند که عاقبتش برای هیچکس پیدا نیست. یعنی سنگی را در چاه بیاندازد که صد مرد عاقل هم نتواند آنرا بیرون بکشد. مخصوصاً که داعشی‌های مسیحی و ضدایرانی مانند مایک پمپئو و برایان هوک، دایماً در گوشش وزوز می‌کنند. ترامپ در حال حاضر به هیچ چیزی در این عالم به جز پیروزی در انتخابات پیش رو نمی‌اندیشد.
در عین حال ترامپ فقط بازیچه و وسیله و آلت فعل طراحان خاورمیانۀ بزرگ و اسرائیل و شیخک نشین‌های حاشیۀ خلیج فارس است که با افکار تبهکارانۀ خود موجودیت ایران را نشانه گرفته‌اند و به تجزیه و نابودی ایران در کلیتش می‌اندیشند. برای احمق‌های وطنی که اسرائیل را تنها دموکراسی خاورمیانه می‌خوانند، درک این واقعیت بسیار دشوار است که چگونه اسرائیل به کمک آمریکا و والدین جهانخوارش موفق شد ظرف یکی دو دهه، از چهار دشمن اصلی خود، سه تای آنها یعنی عراق و سوریه و لیبی را کلنگی و ویران کند. اکنون تنها ایران باقی مانده است که البته ایران لقمۀ گنده‌تر از دهان و گلوگیری برای اسرائیل و استعمارگران قرن نوزدهمیِ حامی آن است؛ و مخصوصاً که ایران وجود با عظمت و بزرگی در چشم کوتولۀ لات و اوباشی چون بنیامین نتانیاهو است.

چلبی‌های ایرانی نیز از جمله سلطنت طلب‌ها و رضا پهلوی و همینطور تروریست‌های مجاهد و مریم رجوی، که سال‌هاست سناتورهای جنگ‌طلب و دولتمردان آمریکایی را به حملۀ نظامی به ایران ترغیب می‌کنند، با خر مرد رندی و عوامفریبی بسیار تلاش کرده‌اند در افکار عمومی چنین وانمود کنند که حملۀ نظامی و بمباران ایران، فقط به سرنگونی رژیم اسلامی منجر خواهد شد و از میان جهنمی از آتش و خون و دود، اربابان آمریکایی و اسرائیلی در پایان جنگ، ایران و مردمش را صحیح و سالم مثل روز اول به دستان با کفایت ایشان می‌سپارند که بر آن حکومت کنند! در صورتیکه از لابلای خاکسترهای بمباران ویرانگر هواپیماها و موشک‌های اسرائیلی و آمریکایی، چیزی به غیر از اجساد سوخته و شکم‌های دریدۀ کودکان ایرانی نصیب عنکبوت‌های سلطنت طلب و تروریست‌های مجاهد خلق نخواهد شد. این روزها همۀ ما شاهدیم که چطور رضا پهلوی و ساواکی‌ها مثل لاشخور بر فراز ایران چرخ می‌زنند و منتظرند تا آخوندها لاشۀ ایران را رها کرده و فرار کنند تا دزدهای درباری و اعضای فرقۀ تبهکار سابق دوباره بر سر این خوان نشسته و شکمی از عزا درآورند.

***
پاسخی به سیامک مهر (پورشجری) درباره ی دموکراسی اسراییل - سام قندچی
http://www.ghandchi.com/3811-siamak-mehr-israel.htm
-------------------------------------------------------------------------------------------------
سیامک مهر (پورشجری)
siamakmehr1960@gmail.com
https://gozareshbekhakeiran.blogspot.com

۱۳۹۹ تیر ۱۳, جمعه

جزیرۀ دزد‌ها

در زمان شاه حکایتی بین عامۀ مردم رواج داشت به این مضمون که یک توریست آمریکایی هنگام بازگشت از ایران، در جواب دوستان و همشهریان کنجکاو خود که از وی می‌پرسند ملت ایران چگونه مردمی هستند، می‌گوید:"من در شگفتم که ۳۵ میلیون ... که دائمأ دستشان در جیب یکدیگر است، در عین حال با هم در صلح و صفا زندگی می‌کنند."

شاید به همین دلیل بود که آمریکایی‌ها به ایران «جزیرۀ ثبات» لقب داده بودند!

این روزها که اخبار دزدی‌های مدیران و مسئولان رژیم اسلامی بسیار شنیده می‌شود و محاکمات نمایشی و خر رنگ کن مفسدان و رشوه‌خواران به مرحلۀ بی‌سابقه‌ای رسیده است، طبق معمول هر فرد و گروه و جریانی، مشغول گرفتن ماهی خودش از این آب گل‌آلود است. در این میان طرفداران ذوق زدۀ رژیم گذشته نیز با مقایسۀ مقامات جمهوری اسلامی با آدمهای حکومت شاه در دزدی و حیف و میل ثروت‌های کشور و اموال ملت، به شاه و خانوادۀ سلطنتی و دزدهای درباری نمرۀ قبولی می‌دهند؛ چونکه معتقدند مقدار دزدی آخوندها و پاسدارها به مراتب بیشتر از دزدی‌های عوامل رژیم پهلوی است.
اگر این دیدگاه را ملاک تحلیل تاریخ قرار دهیم، می‌شود چنین نتیجه گرفت که از دیرباز تا کنون فقط دزدها بر ایران حکومت کرده‌اند. البته دو گروه متفاوت: دزدهای خوب و دزدهای بد. 
دزد‌های خوب مثل رژیم شاه که هم نسبتاً کمتر می‌دزدیدند و هم در زندگی خصوصی مردم دخالتی نمی‌کردند و به خوراک و پوشاک کسی گیر نمی‌دادند. دزد‌های بد همین آخوندها هستند که دکل نفتی را در روز روشن می‌دزدند و تا توی شلوار مردم هم سرک می‌کشند و امر و نهی می‌کنند.

بنابر این اگر نظر و اعتقاد افرادی که به بازگشت سلطنت دلبسته‌اند، مبنی بر اینکه در رژیم شاه دزدی و فساد خیلی کمتر بود را قاعده قرار دهیم، می‌بایست چنین نتیجه گرفت که با تغییر رژیم در ایران، فقط شیفتِ کاریِ دزدها عوض می‌شود: آخوندها و پاسدارهای دزد می‌روند کنار و گروهی دزد تازه نفس جانشین آنها می‌شوند.
بررسی و مقایسۀ کارنامۀ رژیم سلطنتی پهلوی و رژیم اسلامی آخوندها، متأسفانه به این بدبینی منطقی و یأس سیاسی دامن می‌زند و این باور عامیانه را تقویت می‌کند که گویا در ایران حاکمان و دولتیان و صاحب منصبان و مصادر امور... جملگی دزدند.
اکنون می‌توان فهمید که چرا مردم ایران برای سرنگونی رژیم آخوندهای دزد، سعی و کوشش جدی نمی‌کنند؟ 
ساده ترین پاسخی که به ذهن می‌رسد این واقعیت است که هیچکس مایل نیست جاده صاف‌کن گروهی دزد تازه نفس شود. 

از طرفی یکی از دلایلی که سلطنت طلب‌ها بر سکولار و لائیک بود خود و رژیم محبوبشان بیشتر از جنبه‌های دیگر آن تکیه و تاکید می‌کنند و با نمایش عکس‌های دختران مینی‌ژوپ پوشِ زمان شاه و انتشار عکس‌ها و فیلم‌های لُختی پُختیِ خانوادۀ رضا پهلوی، تبلیغات فریبکارانۀ وسیعی به راه انداخته‌اند، این حقیقت است که تلاش می‌کنند تا جنبه‌های مشترک رژیم پادشاهی با نظام نکبت آخوندی یعنی استبداد و سرکوبگری و همچنین فساد و دزدی را پنهان کنند و یا فرعی و کمرنگ نشان دهند.
حال اگر فرض کنیم که عوامل «فرقۀ تبهکار» سابق موفق شوند به قدرت باز گردند، از هم اکنون پیداست که رژیم بعدی صد در صد سکولار خواهد بود: رژیم دزدهای سکولار.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
سیامک مهر (پورشجری)
siamakmehr1960@gmail.com
https://gozareshbekhakeiran.blogspot.com